ميرزا محمد حيدر دوغلات
534
تاريخ رشيدى ( فارسي )
آخر الامر قرار بر آن يافت كه خان ياركند رود ، ايمن خواجه سلطان را كه برادر خان بود از آقسو بيارد و به پادشاهى نصب كند . تمام اولوس را با وى سپارد و خود در صورت تجريد مسافرت نمايد ، ( 252 ر ) شايد حق سبحانه و تعالى به ملازمت كامل مكمل برساند . عمّم تقبل نمود كه قبل از اين فى الجمله وجهى براى سفر مكه معدّ است ، اسباب سفر ما يحتاج آن را سامان نمايد و همراه باشد هر كجا كه باشد ، همه عمر به اين خدمت قيام نمايد . شاه محمد سلطان و بنده در ملازمت خان باشيم . چون اين نيت تحقيق و اين امر جزم شد در اثناى اين بندگى خواجه محمد يوسف ابن خواجه محمد عبد اللّه ابن خواجه ناصر الدين عبيد اللّه - رحمهم اللّه تعالى - « 1 » از سمرقند به كاشغر آمدند . اين خبر به مغولستان آمد . بندگى خواجه بسيار مرد صالح و پاكيزه و با همت بود . خان را تعطش ملازمت ايشان بسيار شد به اميد آنكه شايد آنچه مطلوب است در ايشان باشد . از قوچقار متوجه ياركند شد . در آخر زمستان به ياركند آمد و به ملازمت خواجه مشرف شد . چون امر مقرر را به خواجه عرض كردند ، خواجه فرمودند كه در اين باب اكابر سخن بسيار گفتهاند كه ؛ بيت : « 2 » تاج بر سر نه و علم بر دوش * در عمل كوش و هر چه خواهى پوش سلطنت اعظم وسيله و اقرب طرق است اما سلاطين او را اسباب تلذّذ ذات شهوانى و بواعث اعمال شيطانى ساختهاند . آنچه « 3 » پادشاه را در يك لفظ حكم ثواب ميسر است ، درويشان را به عمرهاى دراز كه در پى آن باشند ميسر نيست 657 و « 4 » در اين امر سلطنت ، اين كار بهتر و زودتر ميسر مىگردد به شرط عمل نيك كه شرط عمل درويشى و گوشه نشينى نيز لازم و مشروط است و ملازمت كامل مكمل ، چنان كه شيخ ابو الجناب نجم الدّين كبرى مىفرمايد كه اگر مريد صادق باشد و ارادت وى محقق ، اگر وى در مشرق باشد و پير در مغرب حق سبحانه و تعالى ، پير را دو اسبه دوانيده به وى مىرساند
--> ( 1 ) . نگ : - رحمهم اللّه تعالى . ( 2 ) . نگ : - بيت . ( 3 ) . نگ : اما سلاطين از حقوق خود سوء استفاده كردهاند آنچه . ( 4 ) . نگ : - و .